برگی از شقایق | خاطرات کوتاه | عبدالله ميثمي | آقاجون صلوات بفرست
صفحه اولیاد ایاممشهد الشهداءکلام ماندگارکلام نوردر مکتب روح اللهدر پرتوی رهبریبرگی از شقایقتصویر عشقدفتر یارانمهمان ویژهخبر دفاع مقدس
   
متون کتاب ها خاطرات خاطرات کوتاه عبدالله ميثمي
آقاجون صلوات بفرست

پرسيدم «عبداللّه، توى جبهه چه كاره اى؟ چى كار مى كنى؟»از وقتى رحمت اللّه شهيد شده بود، بيش تر نگران بودم و از كارهاش مى پرسيدم. اما هميشه طفره مى رفت. مى گفت «آقاجون صلوات بفرست.»

 

براى خونه ى آخرتت هم فكر كرده اى؟ مى گفت «اين جا وطنمه.»
 

 

در جهت ترویج  فرهنگ دفاع مقدس سبکبالان هيچ گونه محدوديتی

 نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] برای هيچ کس ندارد

قم-صندوق پستی 939-37185 / تلفن: 09123515126

INFO [AT] SABOKBALAN [DOT] COM

بهترین حالت نمایش: 1024 در 768 پیکسل