تا مهمان ها بيايند براى مراسم عقد، توى اتاق تنها بوديم. مُهر خواست. گفتم «تا نگيد چرا مى خوايد نماز بخونين نمى دم.»
گفت «خدا به من همسر داد. مى خوام نماز شكر بخونم.»
شب عروسى به مادر گفت «فكر نكنين حالا كه زن گرفتم، خونه نشين مى شم. زندگى من جبهه است.»
فرداى عروسى رفت جبهه.
در جهت ترویج فرهنگ دفاع مقدس سبکبالان هيچ گونه محدوديتی
نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] برای هيچ کس ندارد
قم-صندوق پستی 939-37185 / تلفن: 09123515126
INFO [AT] SABOKBALAN [DOT] COM
بهترین حالت نمایش: 1024 در 768 پیکسل