برگی از شقایق | خاطرات کوتاه | عبدالله ميثمي | چه قدر بچه ها را شكنجه كرده اند تا جاى عبداللّه را لو بدهند
صفحه اولیاد ایاممشهد الشهداءکلام ماندگارکلام نوردر مکتب روح اللهدر پرتوی رهبریبرگی از شقایقتصویر عشقدفتر یارانمهمان ویژهخبر دفاع مقدس
   
متون کتاب ها خاطرات خاطرات کوتاه عبدالله ميثمي
چه قدر بچه ها را شكنجه كرده اند تا جاى عبداللّه را لو بدهند

كله ى سحر بُغ چه ى لباس را زد زير بغلش و رفت حمام. با محمد قرار داشت. جاى ديگرى نمى شد قرار بگذارند. محمد تازه از زندان آزاد شده بود.

محمد به او گفت چه قدر بچه ها را شكنجه كرده اند تا جاى عبداللّه را لو بدهند. گفت بعضى ها هر چه مى دانسته اند گفته اند.

استخاره بد آمد عبداللّه قِصِر در رفت
 

 

در جهت ترویج  فرهنگ دفاع مقدس سبکبالان هيچ گونه محدوديتی

 نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] برای هيچ کس ندارد

قم-صندوق پستی 939-37185 / تلفن: 09123515126

INFO [AT] SABOKBALAN [DOT] COM

بهترین حالت نمایش: 1024 در 768 پیکسل