كله ى سحر بُغ چه ى لباس را زد زير بغلش و رفت حمام. با محمد قرار داشت. جاى ديگرى نمى شد قرار بگذارند. محمد تازه از زندان آزاد شده بود.
محمد به او گفت چه قدر بچه ها را شكنجه كرده اند تا جاى عبداللّه را لو بدهند. گفت بعضى ها هر چه مى دانسته اند گفته اند.
در جهت ترویج فرهنگ دفاع مقدس سبکبالان هيچ گونه محدوديتی
نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] برای هيچ کس ندارد
قم-صندوق پستی 939-37185 / تلفن: 09123515126
INFO [AT] SABOKBALAN [DOT] COM
بهترین حالت نمایش: 1024 در 768 پیکسل