برگی از شقایق | خاطرات کوتاه | مهدی باکری | حميد سه ساله بود كه مادرشان فوت كرد
صفحه اولیاد ایاممشهد الشهداءکلام ماندگارکلام نوردر مکتب روح اللهدر پرتوی رهبریبرگی از شقایقتصویر عشقدفتر یارانمهمان ویژهخبر دفاع مقدس
   
متون کتاب ها خاطرات خاطرات کوتاه مهدی باکری
حميد سه ساله بود كه مادرشان فوت كرد

حميد سه ساله بود كه مادرشان فوت كرد. از آن موقع نامادرى داشتند. مثل مادر خودشان هم دوستش داشتند.

رفتيم خانه شان; بيرون شهر. بهم گفت «همين جا بشين من مى آم.»

دير كرد. پا شدم آدم بيرون، ببينم كجاست. داشت لباس مى شست; لباس برادر و خواهرهاى ناتنيش را. گفت «من اينجا دير به دير مى آم. مى خوام هر وقت اومدم، يه كارى كرده باشم.»

دو هزار و هشتصد تومان حقوق مى گرفت به كارگزينى گفته بود از
 

 

در جهت ترویج  فرهنگ دفاع مقدس سبکبالان هيچ گونه محدوديتی

 نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] برای هيچ کس ندارد

قم-صندوق پستی 939-37185 / تلفن: 09123515126

INFO [AT] SABOKBALAN [DOT] COM

بهترین حالت نمایش: 1024 در 768 پیکسل